گفتو گو با مترجم كتاب «ديدم كه پسرم با شيطان ميرقصد» اراده، تنها راه نجات از اعتياد
مترجم كتاب «ديدم كه پسرم با شيطان ميرقصد» اين اثر را بررسي روانشناسانه رفتارهاي پرخطر جوانان معرفي كرد و گفت: نويسنده كتاب، دلايلي نظير تلاش براي رهايي از رنج و غم، حس تجربهگرايي، لذتجويي و آرامشطلبي و تلاش براي فرار از واقعيتها را از عوامل گرايش به مواد مخدر ذكر كرده است و اراده افراد را تنها راه نجات آنان از اعتياد ميپندارد. حسينعلي مقيمي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، يكي از دلايل معترض بودن عدهاي از نوجوانان و دست زدن آنان به اعمال پرخطر را روبهرو شدن با ناملايماتي نظير اختلاف يا طلاق پدر و مادر ذكر كرد و گفت: طبيعت انسان به گونهاي است كه با از دست دادن چيزي، دچار خلاء روحي ميشود و هر فردي يك نوع واكنش خاص به اين خلاء از خود نشان ميدهد.
وي افزود: اگر غم و ناراحتيهاي ايجاد شده در زندگي به هر دليل سركوب شود و دورهاش را طي نكند، اين رنج و غم در درون فرد باقي ميماند. متأسفانه برخي جوانان در شرايط نااميدي به استفاده از مواد مخدر روي ميآورند تا اين احساس را به اصطلاح «كرخت» كرده، آن را به دست فراموشي بسپارند. اين كتاب، داستان جواناني را بازگو ميكند كه با جوانان ايراني قرابتهايي دارند. به طور كلي موضوع اين كتاب روان بشر را به صورت عام بررسي ميكند.
مترجم كتاب «دگرانديشان شورشي» درباره ديگر دلايل سركشي برخي نوجوانان كه يكي از موضوعات اين اثر را نيز تشكيل ميدهد، گفت: از سويي غرايز، انسان را براي رسيدن به خواستههاي بيانتهايش ترغيب ميكنند و از سوي ديگر، قوانين جامعه وي را از برخي امور بازميدارد. «مغز من برتر» نيز به عنوان يكي ديگر از عوامل موثر در رفتار انسانها قوه تشخيص را براي او به ارمغان ميآورد. اين عامل گرايش به غرايز وحشي را متعادل ميكند. انسان همواره سرگردان ميان اين دو نيروست و برخي نيز در بسياري مواقع به نداي غرايز پاسخ مثبت ميدهند. دلايل و مباني كه ذكر شدند، مبنايي براي سركشي عدهاي از جوانان به شمار ميآيند.
وي حس تجربهگرايي را يكي ديگر از اسباب گرايش جوانان به رفتارهاي پرخطر ذكر كرد و گفت: هر فرد در جريان رشد، رفتارهاي پرخطر را شناسايي كرده، به نادرستي آنها واقف ميشود، اما همواره حسي در درونش، او را به تجربه اين رفتارها ترغيب ميكند؛ زيرا با خود ميانديشد كه شايد دنيايي بهتر با تجربه كردن اين امور در انتظارش باشد. بر طبق آمار نيز از هر پنجاه نفري كه اين رفتارها را تجربه ميكنند، 10 نفر دچار عادت به آن ميشوند.
مقيمي ادامه داد: بر اساس مطالب اين اثر، يكي ديگر از دلايل گرايش جوانان به چنين رفتارهايي اين است كه افراد در سطحي از زندگي خشنودند، اما همواره خواهان سطح بالاترياند. لذتطلبي و آرامش جزو اجتنابناپذير زندگي انسانهاست، امري كه وي را به رسيدن به حال روحي بهتر سوق ميدهد. رهايي از دلتنگي نيز يكي ديگر از دلايل گرايش به مواد مخدر است. بدن فرد به هنگام ديدار اشخاص مورد علاقه، مرفين ترشح ميكند، امري كه هنگام دوري از آنان كاهش مييابد. بنابراين اين افراد با مصرف مواد مخدر به اشتباه ميكوشند خلاء آرامشي درونشان را پر كنند. به طور كلي شادي انسانها به دليل ترشح مرفين در مغز آنهاست و عدهاي هنگام ناراحتي اين شادي را از بيرون به خود تزريق ميكنند كه كاري كاملا نادرست با فرجامي ناخوشايند است.
وي يكي ديگر از دلال مصرف مواد مخدر يا اقدام به ساير رفتارها را انتخاب سادهترين راه براي رسيدن به آرامش توصيف كرد و گفت: رسيدن به موفقيتهاي كاري و تحصيلي كه سبب آرامش افراد است، نياز به تلاش و تحمل برخي ناملايمات دارد، تلاش و تحملي كه عدهاي آن را بر خود هموار نكرده، در عوض سادهترين راه را برميگزينند و جالب اين كه تنها به بيراهه ميروند.
مقيمي مصرف مواد مخدر در ميان برخي دانشجويان و جامعه روشنفكري را جنبه ديگري از اين معضل برشمرد و گفت: اين افراد كه گرايش بيشتري به مصرف مادهاي مخدر به نام LSD دارند، بهخوبي از مضرات آن آگاهند، اما باز هم به مصرف آن مبادرت ميورزند. شايد دليل اين امر، درك بيشتر اين افراد از مسايل پيراموني و سر سپردن برخي از آنام به مواد مخدر براي فرار از آن حقايق باشد. آنان با مصرف مواد روانگردان ميكوشند واقعيتهاي ديگري را ببينند تا قادر به فراموش كردن مسايل زندگي و جامعه اطرافشان شوند!
وي افزود: با مصرف اين مواد، پيامرسانهاي مغز تغيير ميكنند و ممكن است فرد تصوير را به جاي صدا و صدا را به جاي تصوير دريافت كند. افراد به هنگام مصرف مواد توهمزا و روانگردان همه اشيا را سخنگو ميپندارد. آنان تصور ميكنند پاسخ هر پرسشي را كه ذهنشان را مشغول كرده است، از اشياي اطرافش دريافت ميدارند. بسياري از افراد تحصيلكرده به اين دام ميافتند؛ از جمله يكي از وزراي بهداشت آمريكا كه بيش از دو دهه گذشته به مصرف مواد مخدر دچار بود.
مقيمي با بيان اين كه «اين اثر به بيان واقعيتها ميپردازد» گفت: به اعتقاد نويسنده اين اثر، كوشش پزشكان نتيجه چنداني براي بهبود معتادان ندارد و اين تلاشها تنها با استفاده از حق انتخاب افراد به ثمر خواهند نشست، به اين معنا كه معتادان بايد از قدرت «نه گفتن» استفاده كنند. متأسفانه هيچ يك از عادات تركشدني نيستند، بلكه بايد آنها را به كنترل درآورد. آمارها نيز نشان ميدهند نود درصد از معتاداني كه به ترك مواد مخدر اقدام ميكنند، دوباره به شرايط پيشين بازميگردند. راه درست كنترل اين مواد، كنار آمدن با مسأله و وقفه انداختن ميان مصرف است. به كار بستن آموزه هاي ديني و تعليم و تربيت صحيح يكي از راههاي ايجاد وقفه در اين مسأله است.
كتاب «ديدم كه پسرم با شيطان ميرقصد» نوشته «ديويد شف» از سوي انتشارات دايره منتشر شده است. کد مطلب : 63640 |